پرسش :

با توجه به آيه شريفة "وجَحَدوا بِها واستَيقَنَتها اَنفُسُهُم ظُـلمـًا وعُلُوًّا...;(نمل‌،14)، چرا برخي از مردم با اين كه بر خاتم النبيين بودن پيامبراکرم(ص) يقين داشتند، او را انكار نمودند؟


شرح پرسش :
پاسخ :
1. منظور از "جحد" در آيه شريفه ياد شده‌، انكار كردن چيزي است كه ثبوت آن در دل مسلّم شده و يا اثبات چيزي است كه در قلب‌، نفي آن به ثبوت رسيده است‌.
2. با توجه به مفهوم ذكر شده از جحد، در بند قبل‌، اين كه انسان در جهتي مخالف با باورهاي قلبي خود حركت كند، محال نيست بلكه چنين امري بسيار اتفاق مي‌افتد.
3. چنين رويكردي دربارة باورهاي قلبي‌، خاستگاه‌هاي فراواني دارد كه موارد شاخص آن هوي‌پرستي‌، حركت بر محور منافع مادّي‌، حسادت و ساير رذايل اخلاقي است‌.
4. پيام مهّم آية شريفه مورد بحث‌، آن است كه ايمان‌، حقيقتي غير از علم و يقين است و ممكن است به دليل جحود و انكار، در عين علم و آگاهي و يقين قلبي‌، از انسان كفر سر بزند. به ديگر سخن‌، حقيقت ايمان‌، تسليم در ظاهر و باطن‌، هر دو در برابر حق است‌; از اين رو اگر انسان به چيزي يقين داشته باشد اما در باطن يا ظاهر، در مقابل آن تسليم نباشد، مؤمن نيست بلكه در مسير كفر و جحود حركت مي‌كند. امام صادق‌(ع) در ضمن حديثي بدين موضوع اشاره مي‌فرمايند; آنجا كه به هنگام شمردن يكي از شعبه‌هاي جحود مي‌گويند: هو ان يجهد الجاهد وهو يعلم انه حق قداستقر عنده‌; آن عبارت از چيزي است كه انسان آن را انكار كند در حالي كه مي‌داند حق بوده و نزد او ثابت است‌."(اصول كافي‌، ج 2، ص باب وجوه الكفر، ص 287، به نقل از تفسير نمونه‌، ج 15، ص 412.)
5. آية شريفة فوق‌، دربارة فرعونيان است‌. قرآن كريم در اين آيه‌، انگيزة انكار فرعونيان را دو چيز مي‌شمرد. ظلم و برتري جوئي‌. معلوم مي‌شود خطر دو عامل فوق تا آن حد است كه مي‌تواند عقيده و يقين قلبي انسان را از تأثيرگذاري در اعمال ظاهري انسان باز دارد.
eporsesh.com